برچسب:
نویسنده: آریا رجبی
☕️والا...
برچسب:
نویسنده: آریا رجبی
یا آدمش بوده ولی ترس از برچسبها این اجازه رو نمیده
گاهی تو همین فضای مثلا مجازی عده ای بدون شنیدن برچسب میزنن
خدا به داد آدمهای حقیقی زندگیشون برسه
برچسب:
نویسنده: آریا رجبی
برچسب:
نویسنده: آریا رجبی
تهش شد خستگیهای مفرط
شد ترم آخر مرخصی
شد یک ترم خونه نشینی
شد گوشه نشستن و الکی لبخند زدن
تهش شد آشتی دوباره با علی...و دیدنش بعد چهارسال
مثل همیشه فقط وقتی هست که به تهش رسیدم و تا سرپاشدن کنارمه...
ذهنم اینقدر شلوغه نمیدونم از چی بنویسم کدوم رو بنویسم....
برچسب:
نویسنده: آریا رجبی
آدم یاد روستا می افته..همه جا ردپای همه هست
برچسب:
نویسنده: آریا رجبی
نمیخوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی...
برایم جام سرمستی بنوشی...
برچسب:
نویسنده: آریا رجبی
ریتم تمام چیزها تغییر کرده مثل زندگی مثل قلب مثل خانواده....
سوم آزمون دکتری دارم الان خسته شدم از کتابها اومدم خونه تکونی
کائنات یعنی اینقدر بیکارن ؟؟؟؟؟؟؟هنوز مغزم ارور میده
برچسب:
نویسنده: آریا رجبی
تازه ده دقیقه است پاور نهایی اماده شده
امیدوارم فردا روز بسیار خوبی باشه براش
پیش بسوی خواب که باید صبح برم نیشابور برای دفاع
برچسب:
نویسنده: آریا رجبی
برچسب:
نویسنده: آریا رجبی